خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





digari!

    عشق با ما کردی اما زندگی با دیگری 

    تا به حالا نوبت ما بود و حالا دیگری

    گفته بودی که مرا وقت سفر باید شناخت

    عاقبت بار سفر بستی ولی با دیگری

    هر نگاهت صد غزل در دفترم آواره کرد

    با که حالا سر بگیرند این غزل ها؟دیگری؟

    رسم دنیا بر همین بوده که عمری باغبان

    پای گل می بارد و می چیند آن را دیگری

    من که نفرینت نکردم روزی اما

    میدهد پاسخ  کار تو را حالا خدا   یا   دیگری !


    این مطلب تا کنون 14 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : حالا ,
    digari!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده